تبليغاتX
کبود
میخوام خودم باشم... فقط برای چند دقیقه
وقتی احساس فراغت می کنم احساس فراخی هم با اون همراه می شه تا این ها همه دست به دست هم کار امروز را به فردا بیافکنیم!
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 2:42  توسط دروغگو  | 

دوباره می نویسم . اینبار نه برای فرار. برای بودن. ماندن. می خوام اینجا خونه ام باشه
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 21:38  توسط دروغگو  | 

زنگی شیرین میشود... دانشگاه شروع میشه... حال عزیزت بهتر میشه... دوستای همیشه خوشحال که حتی توی غم هاشونم دوسشون داری... کسایی که برای اینکه باهات دوست باشن نیاز ندارن سیر تا پیاز زندگیتو بدونن... برای اینکه کمکت کنن نیاز ندارن بدونن تو چته... خدا شکرت .
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 19:19  توسط دروغگو  | 

یه احساس خیلی خاصیه وقتی یکی از عزیزات بیمارستانه و توی یه جمعی که نشستی یکهو یکی هوس حلوا میکنه.... معمولا سینه صاف میکنی و میگی من خرافاتی نیستم، اما تو این موقع یه قابلمه میگیری دستتو شروع میکنی سرخ کردن آرد... میدونی چی میخوام بگم؟ هممون خیلی خوب واسه خودمون یه سری قوانین ساختیم. بهش هم میگیم شخصیت خاص خودمون، اما امان از اون زمان که ... خوب حرف میزنیم خوب نصیحت میکنیم. به نظر خودمون کلی هم انسان های معقولی هستیم... امان از اون زمان.... اون موقعی که جای هیچ ریسکی باقی نمیمونه... که حتی خرافات هم مث چی میترسونتمون!!! که فکر اینکه نکنه این خرافات واقعا تاثیر داشته باشه...

حالا فرض کنیم که اوضاع اونقدرام وخیم نیست... همیشه شعار میدی به گرسنه ماهی گیری یاد بده نه ماهی. جلوی چند تا ازین فالگیرای سیاه هم که میرسی بنظرت حرفت عالی میاد... اما وقتی تو چشای معصوم و درشت اون پسر گدای سر چهارراه نگاه میکنی و تا ته دلت میره... میگی این یه نشونس!!! 1000 تومن هم به خاطر چشاش میذاری کف دستش...

نمیگم اولی یا دومین کارمون غلطه... میگم اینقدر دنیا رو سخت نگیریم... خودش قانون داره ما دیگه بهش قانون تحمیل نکنیم... یکی که عاجزانه اومده پیشت، با قانونای سخت خودت عاجزترش نکنیم... یه کلمه ی ساده... عاشق کل دنیا باشیم. وقتی عاشقی ، طرف تو صورتت بزنه کلی حال میکنی. میگی نوازشم کرد. زشتیاشو نمیبینی، از درد دوری لذت میبری... همه چیو میبخشی...

دلم تنگ شده بود ... ببخشید پر حرفی کردم...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 10:25  توسط دروغگو  | 

دلم غصه داره... میخواد بپره بره !!! از همه چیو همه کسم دل بکنه... دلم میدونم کوچیکه... ولی بهرحال دله دیگه غصه هاشم مث خودش واسه شما ها که دلای بزرگ دارین کوچیکه... آهای اونایی که ادعا میکنین دلای بزرگ دارین دلم داره از غصه ی دلاتون میترکه....
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 5:3  توسط دروغگو  | 

اومدم که بگم دنیا همین دو روزه... مث تمام حرفای کلیشه یی دیگه... ولی یه فرقی داره... من میگم یه روزش رفت....
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 5:16  توسط دروغگو  |